داستان : با هم پیر می شویم .
"با هم پیر می شویم"
صندوق یک :
( پیام های ارسال شده )
پیام های ارسال شده: سوسن
سعی کردم یک نویسنده ی خوب باشم و یک شوهر و پدر خوب ، متاسفم هیچ کدوم نشد .
پیام های ارسال شده: سوسن
هر وقت به دنیای من نزدیک شدی توقع نزدیکی داشته باش ، بعد سی سال توقع زیادی نیست نتیجه ی تحقیر کردن هات این شده . من که بریدم تو خسته نشدی ؟
پیام های ارسال شده: مهرنوش
فعلا اوضاعم معلوم نیست ، دارم می رم سفر . برگشتم می زنگم .
پیام های ارسال شده: ناهید
سلام . چی شده چرا اس ام اس نمی دی ، کلی ماجرا و حرف دارم . امیدوارم یک فیلم دیگه همین جمع دور هم کار کنیم .
پیام های ارسال شده: ناهید
از خونه زدم بیرون و دوباره آواره شدم . هر وقت تحملم تموم شد دست از پا درازتر برمی گردم سر خونه ی اول . کراهت .
پیام های ارسال شده: ناهید
خواهرم ازم پرسید ماجرای خودم و سوسن رو به تو گفتم یا نه ؟ گفتم برخلاف عادت ام که حرف نمی زنم ، آره ! یه چیزی توی ناهید هست که نمی شه ازش قایم شد . به نظر تو من حق دارم عاشق بشم؟ دل ام می خواد یه دوست احساس منو تایید کنه ... یا مخالفت کنه ... خیلی خالی و تنها هستم .
پیام های ارسال شده: صمد
گورستون ، سر قبر خودم گریه می کنم . بفرما دور هم باشیم بی شعور .
پیام های ارسال شده: ناهید
خورشید باش که اگر خواستی بر کسی نتابی نتوانی (زرتشت)
این اس ام اس رو فرشته برام فرستاده ، بهش گفتم من اندازه ی یک شمع نیستم ... کارهای سخت ازم نخواه ... اما تو این توانایی رو داری .
پیام های ارسال شده: ناهید
دختر دوست داشتنی یه . از اون دسته که من زود عاشق شون می شم .
پیام های ارسال شده: فرشته
... و دادگری معجزه ی رهایی
و کاش درین جهان مردگان را
روزی ویژه بود تا چون
از برابر این همه اجساد گذر می کنیم
تنها دستمالی برابر بینی نگیریم این
پر آزار گند جهان نیست
تعفن بیداد است . شاملو
پیام های ارسال شده: ناهید
مثل همیشه درست می بینی . اما احساس می کنم راه نمی ده ، یا من راهش رو بلد نیستم .
پیام های ارسال شده: فردوس
همین نزدیکی ها . چه کنم ؟ بیام یا مهمون داری ؟
پیام های ارسال شده: ناهید
اگه انرژی مثبت حرفات منتقل بشه راضی می شم . کاش با سوسن حرف می زدی . فعلا نمی دونم چکار کنم ...
پیام های ارسال شده: پری
اونا تو دل ما زنده هستن . تو هم توی دل ما جا داری . باید جلوی چشم ما باشی .
پیام های ارسال شده: ناهید
تو آدمو می ترسونی ، پیش خودم گفتم نکنه افکار خبیث منو بخونه ... خیلی مخلصیم ، سعی می کنم مثل تو خوب باشم .
پیام های ارسال شده: فرشته
از آن روزی که دریابی مسئول همه ی دردهای زندگی خداوند نیست ، بشر است . دیگر سهمی از این دردها نخواهی داشت ... ( آندره ژید )
... و تنها نخواهی ماند ...
پیام های ارسال شده: فرشته
خیلی خوبه دلگرم بودن . شدن و ماندن .
پیام های ارسال شده: ناهید
ببین من چه قدر خرم . امروز قرارداد چاپ مجموعه داستانم رو امضا کردم ، به جای خوشحالی برا خودم کنار خیابون قنبرک زدم ...
امواج مثبت تو کم کم اثر کرد و جلوی دانشگاه چند تا کتاب خریدم .
پیام های ارسال شده: فرشته
دل منو این تلخی بی نهایت سر چشمه اش از کجاست ؟
آب دریاها سخت تلخ است آقا ... ( لورکا )
پیام های ارسال شده: سوسن
درب و داغمونم هم روحی هم جسمی . دست از سرم بردار .
پیام های ارسال شده: فرشته
به شدت موافقم .
تمام حرف بر سر حرفی ست که از گفتن آن عاجزیم . (رویایی)
پیام های ارسال شده: فرشته
حیف شد ، بریم یه گوشه یه قهوه بخوریم ؟ دلم می خواد ببینمت ... البته اگر ...
پیام های ارسال شده: ناهید
به تو حسودیم می شه . الان کنار خیابون پارک کردم . دلم برا یه جا اندازه ی قبر که مال خودم باشه تنگ شده . از این که به دیگران تحمیل بشم نفرت دارم ... من آدم کله خرابی هستم ، حرفامو جدی نگیر و حال خوبت رو خراب نکن
پیام های ارسال شده: ناهید
خیلی مخلصم . به دری وری های من توجه نکن . اگه بفهمم درد دلام ناراحتت می کنه می رم توی غار و تا آخر عمر بیرون نمی یام . تو تنها کسی هستی که تونستی منو از اون تو بکشی بیرون ...!
پیام های ارسال شده: رضا
یه دوش بگیرم راه می افتم . برو خونت من می آم .
پیام های ارسال شده: فرشته
در مرام ما نیست رسم ترک دوست
عهد با هر که بستم جان من در دست اوست .
پیام های ارسال شده: پری
برو خانمی . اما خانم باش . همین .
پیام های ارسال شده: ناهید
سوسن شمشیر از رو بسته . گوشی ام رو بازرسی کرد و تمام پیام هامو خوند . به فرشته هم تلفن زد . نمی دونم چی گفت اما فرشته کنار کشید و گفت حوصله جنگیدن نداره . اما خیلی وقته می جنگم راستش دیگه بریدم .
پیام های ارسال شده: فرشته
در آغاز کلمه بود .
مرا خاموشی مرهم است .
کلام چیست ؟
اگر نه پوشش شفافی بر زخم های عریان ؟
در این جهان پر واژه ،
چه دیر دانستم بهشت من خاموشی ست . (ضیا موحد)
پیام های ارسال شده: رضا
نه حالم خوب نیست .
پیام های ارسال شده: ناهید
یه بار دعوت اش کردم جواب نداد ،گمانم خوشش نیامد ... حدس می زنم . من هم فاصله گرفتم . راستش ذهنم رو به شکل ملایمی مشغول کرده ، از اون نوع که بدت نمی یاد پیشرفت کنه ... مثل وسوسه ی نوشتن . چه کار کنم خوشم اومده نمی خوام ازت پنهان کنم ، دنبال منطق اش نیستم ، با حال و هواش خیال ورزی می کنم ، بدیش اینه که من این جوری ام ، قانع . این احساس خوبی بهم نمی ده . منظورم اینه که دوست دارم برا خودم دلمشغولی جور کنم ، جرات تا ته خط رفتن رو ندارم ... می فهمی چی می گم ؟ خودم که نمی فهمم .
پیام های ارسال شده:
گیرنده ناشناس ( بدون دریافت کننده )
شب هیچ گاه کامل نیست
همیشه در انتهای اندوه
یک پنجره باز است . ( پل الوار )
پیام های ارسال شده: ناهید
برای ناهار رفتم خونه ، سوسن بیست بار بوسید منو ، اما تحویلش نگرفتم . پسرم یک ریز حرف زد ، معذرت خواست ، اما دخترم سر سنگین برخورد کرد ، خوشم می آد خیلی مغروره . حالا من موندم با تردیدهام .
پیام های ارسال شده: فرشته
فرصت حرف زدن افتاد به قیامت . اما یک تشکر قلبی بهت بدهکارم، موتور خاموش روح ام بعد از مدت ها روشن شد و تا مدتی سوخت داره ... ممنون . دل تنگ ات می مونم تا آخر دنیا ... خوش باشی !
پیام های ارسال شده: فرشته
ممنون خیلی تلاش می کنم خلاق باشم اونم همیشه ، اما نمی شه ! ! ! شعر گفتم ... همه با هم پیر می شویم . چاکرم .
صندوق : دو
( صندوق ورودی )
صندوق ورودی : فردوس
دزده میره خونه ی رشتی یه میگه یا زنت رو بده یا میکشمت . رشتی زنش رو میده دزده میگه هاهاها تفنگم الکی بود. رشتی میگه هاهاها اونم آبجیم بود .
صندوق ورودی: سوسن
ماشین گیربگس اش خراب شده 200 هزار خرج داره اگه می تونی بیا و این دسته گل رو که خریدی یه جوری بفروش . بیا خونه .
صندوق ورودی : مهرنوش
حتما . خوش بگذره مراقب باشید .
صندوق ورودی: ناهید
صبح به خیر دلم واستون خیلی تنگ شده مخصوصا وقتی چای می خوردیم و سیگار می کشیدیم و درد دل می کردیم همیشه در خاطرم هستید .
صندوق ورودی: ناهید
هر وقت تو زندگی رسیدی به جایی که یه در بزرگ با یه قفل گنده جلوته اصلا نترس . چون اگه قرار بود باز نشه به جای در دیوار می گذاشتن .
صندوق ورودی: ناهید
من به خودم می بالم که در این عصر یخی و در این ظلمات باروت و فساد دوستی دارم چون آب زلال که دلش آینه خورشید است .
صندوق ورودی: صمد
کجایی ان آقا ؟
صندوق ورودی: فرشته
خورشید باش که اگر خواستی بر کسی نتابی نتوانی (زرتشت)
صندوق ورودی: ناهید
پرواز را بیاموز در بن بست ، راه آسمان باز است ... !
صندوق ورودی: پری
همیشه تصور کن که در یه دنیای شیشه یی زندگی میکنی ، پس مراقب باش به طرف کسی سنگ نندازی چون اول دنیای خودتو میشکونی .
صندوق ورودی: مسعود
جهت تشکیل تعاونی مسکن و خرید زمین های ارزان قیمت نظر خود را ارسال کنید.
صندوق ورودی: سوسن
دلم برات تنگ شده
صندوق ورودی: پری
یه روز ادیسون با جمیله ازدواج میکنه بچه شون میشه رقص نور.
صندوق ورودی: ناهید
آنتونی رابینز:
چه دیر می فهمیم که زندگی همان روزهایی بود که زود سپری شدنشان را آرزو می کردیم .
صندوق ورودی:فرشته
غنچه هایت نصیب دیده ی بیدل مباد ، چشم آن دارم که تا بینم ، گلستان بینمت .
صندوق ورودی: ناهید
تو تنها چیزی که نیستی ، احمقه ، با خودت مهربان باش تا بیشتر از خودت لذت ببری آن وقت می بینی می تونی این لذت رو تو نگاه دیگران هم ببینی !
صندوق ورودی: ناهید
زن ها فقط وقتی اعتراف به دلتنگی می کنن که هیچ چیز دیگری در دنیا نیست که بتونن برای آن بخش از روح و قلب شون جایگزین بکنن همین که جای تو در قلب سوسن حفظه هنوز نشانه قدر و حرمت تواِ .
صندوق ورودی: پری
فرض کنید ظرف پر از میوه جلوی شماست کدوم میوه را انتخاب میکنی؟ بگو تا با روانشناسی میوه ، شخصیت شما را بگم .
صندوق ورودی: پری
اگر سیب میوه مورد علاقه شماست ، فردی هستید که از روی انگیزه و آنی کاری را انجام می دهید . رک گو هستید و از مسافرت لذت می بری و خیلی خوب رهبری یه گروه رو به عهده می گیری و کارها را پیش می برید ، اشتیاق زیادی برای زندگی کردن دارید که این انگیزه شما از نظر اطرافیان بی همتاست .
صندوق ورودی: پری
این تویی >.......>............@
این هم منم >..>..@
گرفتی مطلبو ؟ بابا میگم کوچیک تم .
صندوق ورودی: ناهید
به پایان رسیدن مهر سال را می توان تحمل کرد، به پایان رسیدن مهر تو را هرگز ، مهرت جاویدان دوست من .
صندوق ورودی: ناهید
اگه فکر کردی به یادت نیستم و به شرایطت فکر نمی کنم در اشتباهی ، چقدر دلگیر می شم از خودم که نمی تونم کمک ات کنم .
صندوق ورودی: ناهید
من همیشه آماده ام که به حرف های تو گوش کنم . تو دوست با ارزشی هستی برای من . حضور تو هم در زندگی من بسیار با ارزشه .
صندوق ورودی: پری
سرتو بلند کن ، ماه کامله ، اول تو دلت هر چی از خدا می خواهی بخواه ، بعدش منو دعا کن .
صندوق ورودی: پری
زن غضنفر به غضنفر میگه چار حیوون نام ببر که با خ شروع شه . میگه: خودت خواهرت خدابیامرز پدرت ، مادرت .
صندوق ورودی: ناهید
ای ول پس بگو چرا امروز تو رو مثل دریا آروم دیدم . جدی می گم احساس خوبی داشتم ، از فرکانسات ، بهت تبریک میگم . به تو افتخار می کنم .
صندوق ورودی : دخترم
وقتی دلم برات تنگ می شه ، چشمامو می بندم و فکر می کنم که تو همیشه پیش امی ! ! !
صندوق ورودی: ناهید
وقتی تو پیروز می شی من با غرور به همه می گم هی اون دوست منه ... اما وقتی شکست می خوری کنارت می شینم و می گم : هی من دوست توام ...
صندوق ورودی : دخترم
تبریک به خاطر اکران فیلم تون . یادش به خیر زمستون پارسال ، کمر درد ، سوز و سرما و ترک خونه و تنها گذاشتن من ...
صندوق ورودی : فرشته
لذت داشتن دوستان خوب توی دنیای بد ، مثل نوشیدن یه فنجون شکلات گرم زیر برف ! درسته که هوا رو گرم نمی کنه ولی دلتو گرم می کنه .
صندوق ورودی : فرشته
امروز یه سر رفتم دفتر ... فکر کردم هستین و می بینمتون .
صندوق ورودی : فرشته
در دنیای زشتی که ما به سر می بریم ، فقط یک راه برای زندگی هست ، آن بقه گیری علت های این دنیاست ... لوئیس بونوئل
صندوق ورودی : ناهید
تو هنوز توانایی های خودتو نشناختی . از نظر من تو از بسیاری جهات قوی تر از آدم هایی هستی که می شناسم . آرامشی در تو هست که بیشتر از خودت به دیگران گرمی می ده . گاهی به خودت نگاه کن .
صندوق ورودی : ناهید
اگر سیب نمی افتاد لابه لای شاخه ها ماه را نمی دیدم .
صندوق ورودی : ناهید
از نظر من هنرمند آدم معمولی نیست یه جور پیامبره ، و تمامی احساس و رفتارش حرمت داره هیچ کس به زیبایی یک هنرمند نمی تونه عشق و نفرت رو معنی کنه . و او زیباتر می بینه وقتی وجودش گرم ، پر انگیزه ، و رها باشه .
صندوق ورودی : ناهید
یه چیزی در مورد خودت می دونی ؟ تو ذهن نجیب و حریم داری داری ، از این نظر با مردهای دیگه فرق داری . آدمی مثل تو این توانایی رو داره که با حرمت گذاشتن به دیگران از داشتن یک دوست خوب هم لذت ببره .
صندوق ورودی : مهرنوش
سلام خوبید ؟ خسته نباشید . پشت صحنه ی فیلم اومد بیرون . می تونم به عنوان نمونه کار ازش استفاده کنم ؟ نیاز دارم .
صندوق ورودی : ناهید
من خودم یک زنم اما اگه روزی ببینم که شناخت ، احترام ، و همدلی و همراهی من باعث تنهایی شوهرم شده اولین کسی هستم که بهش حق می دم پر باشه از عشق و زندگی .
صندوق ورودی : ناهید
همه ما تو وجودمون پر از شیطانه ، ریز و درشت که کنار فرشته های خبیث و مهربان درون مون دارن ما رو هدایت می کنن . نباید از خودمون بترسیم . در ضمن تو خیلی از من بهتری .
صندوق ورودی : پری
بیشتر نوابغ از دنیا رفتن ابن سینا ، فارابی ، جابربن حیان ، منم حال خوشی ندارم ....
صندوق ورودی : ناهید
حالت خوبه ، کنار لبت یه خط کوچولوی لبخند می بینم . خوشحالم .
صندوق ورودی : ناهید
با این که همه ده دیوار پشت می کنن اما دیوار هرگز پشت کسی رو خالی نمی کنه ، کاش بتونم مثل دیوار بشیم برای همه .
صندوق ورودی : ناهید
دل من روشن بود امروز . دوست من هیچ جای دنیا گرم تر و امن تر از خانواده ی خودت نیست ، تردید نکن ، ببخش ، آرامش در انتظار توست . قرار نیست تنها بمونی دیگه عشق به تو کمک می کنه تا راحت تر با مشکلات کنار بیایی .
صندوق ورودی : ناهید
راستی دخترا یه خورده ساکت ترن چون زن هستن ، به دل نگیر تو دنیا هیچ کس جای پدر رو واسه ی دختر نمی گیره !
صندوق ورودی : ناهید
ذهن تو در گیر نکن تا انرژی هات روی اونا متمرکز نشه ، آروم باش و به قصه ات فکر کن .
صندوق ورودی : ناهید
می دونی چرا من و فرشته رو فری صدا می کردم ، چون اون هر دوتاش هست هم فرشته هم آزاد ...
صندوق ورودی : فردوس
کجایی ؟
صندوق ورودی : دخترم
! ! ! ! ! ! ! ! !
! ! ! ! ! ! ! ! ! !
! ! ! ! ! ! ! ! !
اگه گفتی این یعنی چی ؟
یعنی تمام دنیا یک طرف تو یک طرف .
تمام خوب ها یک طرف تو یک طرف .
صندوق ورودی : ناهید
اگه بدونم خوبه ، مرسی که هستم . چون تو می خواهی که باشم .
صندوق ورودی : فردوس
بیا دفتر پری و فرشته اینجان .
صندوق ورودی : از ناهید
اگه توی کار بعدی تون فرشته هم بود بیشتر باهاش حرف بزن ، روح بزرگی داره ، نزدیک تر باش ، اگر نه گاهی وقتا به یه قهوه دعوت اش کن .
صندوق ورودی : ناهید
یاد می گیری ، نگران نباش همین که بیشتر در کنارش باشی از امواج اش استفاده می کنی .
صندوق ورودی : سوسن
جای تو خالیست .
صندوق ورودی : فرشته
مرسی از یاد آوری تون دارم می بینم . کار که هیچ ، خاطره هاش لذت بخشه .
صندوق ورودی : پری
آرزو جان گلم به طناز بگو نمی خواد صبح تنها بیاد فردا هم جمعه است گناه داره فقط بگو 30/9 آماده باش با بابام می آم دنبال شون اگه دوست داشتی تو هم بیا خوسحال می شم مواظب خودت باش به مامانت اینا خیلی سلام برسون بای بای می بینمت .
صندوق ورودی : پری
ای وای ببخشید اشتباه شد اومدم برای دختر عموم بفرستم . بازم ببخشید .
صندوق ورودی : ناهید
ببخشید کاوه جان ، جواب ندادم با پوریا بیرون بودم . حالت که خوبه ؟
صندوق ورودی : ناهید
تو اولین فرصت بهت زنگ می زنم ، برام بخونش یا خرده خرده بفرست .
صندوق ورودی : ناهید
کلی ازت پیش پوریا تعریف کردم .
صندوق ورودی : ناهید
ما بیشتر .
صندوق ورودی : پری
سلام سلامتی می آره شادی می آره نشاط می آره زندگی می آره زندگی عشق می آره عشق زن می آره زن بچه می آره بچه دردسر می آره دردسر بدبختی می آره ، پس سلامو کوفت سلامو زهرمار سلامو ...
صندوق ورودی : دخترم
وقتی من به دنیا اومدم ، پدر 30 سال اش بود . یعنی سن اش 30 برابر من بود . وقتی 2 سالم شد او 33سال اش بود یعنی 11برابر من ، وقتی 5 سال ام شد اون 35 ساله بود یعنی 7 برابر من ... وقتی من 30 ساله شدم پدرم 60 ساله بود یعنی 2برابر من ، می ترسم اگه همین جوری ادامه بدم از پدرم بزرگتر بشم . کوچیک شما .
صندوق ورودی : پری
بنی آدم اعضای یک پیکرند سر یک لقمه نون به هم می پرند .
صندوق ورودی : ناهید
نه اصلا فکر می کنم الان خیلی درگیره .
صندوق ورودی : پری
دیشب دفترچه قسطامو ورق می زدم تمومی نداره ، تا آخر عمر بدهکار مهربونی هاتم .
صندوق ورودی : ناهید
بگو دوست من .
صندوق ورودی : فردوس
شبکه 3 امشب ساعت 10 کارمونو پخش می کنه .
صندوق ورودی : پری
لطفا جواب بده اگه یک مداد رنگی داشتی منو چه رنگی می کردی ؟ اگر دزد بودی چی واسم می دزدیدی ؟ اگر یک پاکن داشتی کدام خصلت منو پاک می کردی ؟
صندوق ورودی : ناهید
من از دیشب منتظر اس ام اس تون هستم .
صندوق ورودی : ناهید
بذار خودش خبرت کنه . اون باید قدم جلو بگذاره ، صبور باش .
صندوق ورودی : فردوس
من شب نمی آم ، اگه عرق داشت بگیر . خوب باشه ها ، الان خونه ام اما 5 می رم دفتر . جور شد زنگ بزن بیا ، بی خبر نیایی ها ، مهمون دارم .
صندوق ورودی : ناهید
عزیزم من به خاطر پوریا نمی تونم حرف بزنم تو دوست خوب منی ، این حرفو نزن ، من همیشه به تو فکر می کنم . همین حالا می خواستم اس ام اس بدم با این مضمون: اینقدر دلشوره نداشته باش .
صندوق ورودی : ناهید
تو باید حرفتو بزنی ، کارت درست بود .
صندوق ورودی : رضا
معلومه کجا هستی ؟
صندوق ورودی : ناهید
زندگی دفتری از خاطره هاست ، یک نفر در دل شب یک نفر در دل خاک ، یک نفر در دل خوشبختی هاست ، چشم باز کنیم عمرمان می گذرد ، ما همه همسفریم .
صندوق ورودی : فردوس
یالا برو خونه یا هر کجا که دوست داری به من چه .
صندوق ورودی : ناهید
دوست من چرا پکری ؟
صندوق ورودی : پری
سلام عرض شد قربان ، خوبید ؟ برا کار بهم زنگیدن ، برم یا نرم ؟
صندوق ورودی : فردوس
مزاحم نشو برات می آرم ، مهمان دارم داریم بحث می کنیم !
صندوق ورودی : ناهید
فقط یه کوچولو با دقت نگاه کن .
صندوق ورودی : دخترم
مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست .
یا که غیر از تو مرا با دیگری کاری هست .
گر بگویم که مرا با تو سرو کاری نیست .
در و دیوار گواهی بدهند کاری هست .
صندوق ورودی : پری
سلام من به آقای فردوس زنگ زدم جواب نداد این کارو نمی رم روابط عمومی شم . این دختره خیلی هم موذی یه آب زیرکاهه من بی خیال اش شدم .
صندوق ورودی : پری
من دختره حرف گوش کنی ام . فقط به خاطر تو (علامت لبخند) .
صندوق ورودی : ناهید
آخرین بارت باشه این جور حرف می زنی .
صندوق ورودی : فرشته
تمام مزرعه از خوشه های گندم پر و هیچ دست تمنا ، دریغ ، سنبله ها را درو نخواهد کرد . دروگران همه پیش از درو ، درو شده اند .
صندوق ورودی : ناهید
تو تحمل داری .
صندوق ورودی : ناهید
براش یه جمله ی قشنگ یا یه شعر قشنگ بفرست ، نذار طرح های رابطه پاره بشه .
صندوق ورودی : ناهید
امیدوارم همیشه سرت شلوغ باشه تا وقت نکنی به دوستت بگی که خوبی(صورتک چشمک زن) شوخی کردم عزیزم چطوری ؟
صندوق ورودی : ناهید
عزیزم ، قربونت برم من ، یه کمی سخت نگیر می دونم تو تنها نیستی اما گاهی وقت ها لازمه که آدم یه حرفی رو نشنوه یا چیزی رو نبینه یا کمرنگ ببینه . تو آدم هدفمندی هستی کلی توانایی ، یه عالم حرف نگفته تو دلته که خیلی ها مشتاق شنیدنش هستن به خاطر چند تا آدم ، هرچند محترم و مهم ، دیگران رو از خودت و حضورت محروم نکن . سخت نگیر ، رها باش .
صندوق ورودی : ناهید
عالی یه ، این ر شته ها رو یواش یواش پر رنگ کن . معجزه ی کلام ! مواظب خودت باش عزیزم . به زودی زندگی روی زیباترش رو نشونت می ده .
صندوق ورودی : سوسن
کاوه یادت نره حتما بری دکتر !
صندوق ورودی : ناهید
دوست من حال اش خوبه ؟
صندوق ورودی : ناهید
ای شیطون ، دیدی حالا واسه مردن و پیرشدن خیلی زوده( علامت چشمک) عالی یه عزیزم اگر من بودم که حال می کردم .
صندوق ورودی : فرشته
ای دریغ که همه ی مزرعه ی دل ها را علف های هرزکین پوشانده است و همه ی مردم شهر بانگ برداشتند که چرا سیمان نیست و کسی فکر نکرد چرا ایمان نیست . و زمینی شده است و به غیر از انسان چیزی ارزان نیست... سهراب سپهری .
صندوق ورودی : فرشته
افسوس می خورم وقتی خواهرم دراین دروغ ستان پر از کرکس ، فکر پرنده یی ست که از پرواز مانده است .
صندوق ورودی : ناهید
اتفاقا بسیار قشنگ بود . داره باهات کل ادبی می اندازه .(علامت چشمک)
صندوق ورودی : ناهید
شک نکن .
صندوق ورودی : پسرم
سلام بابا ، چه خبر ، کجایی؟
صندوق ورودی : سوسن
شب به خیر عزیزم .
صندوق ورودی : سوسن
بدون تو من گیاهی هستم که ساقه و گل اش در تاریکی قرار گرفته . مثل ریشه ی گیاه .
صندوق ورودی : ناهید
صبح که یه لبخند زدی خوشحال شدم ، هر چی منتظر موندم خبری ازت نشد . (علامت صورتک غمگین)
صندوق ورودی : سوسن
مسلط نیستم و نمی تونم خویشتن داری کنم تو می تونی جواب ندی .
صندوق ورودی : سوسن
برای باور تو می پذیرم هر تصمیمی که بگیری ، بهش احترام می گذارم و سعی می کنم دیگه مزاحمت نشم .
صندوق ورودی : ناهید
اولا که تو بیشتر از کافی آدم هستی ، عزیزم . همین که منتظر آرامش هستی مطمئن باش که می آد سراغت . خواهش می کنم به سلامتت توجه کن . به زودی به آرامش می رسی و به سلامتی احتیاج داری .
صندوق ورودی : پسرم
سلاو بوآ چه خبر بیده ؟
صندوق ورودی : پسرم
سلام بابا بیا یه سری به ما بزن .
صندوق ورودی : فرشته
از باغ می برند چراغانی ات کنند تا کاج جشن های زمستانی ات کنند .
پوشانده اند صبح ، تو را ابرهای تار .
با این بهانه که بارانی ات کنند .
یوسف ! به این رها شدن از چاه دل مبند .
این بار می برند که زندانی ات کنند .
ای گل گمان مکن به شب جشن می روی.
شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند .
یک نقطه بیش بین رحیم و رجیم نیست .
از نقطه ای به ترس که شیطانی ات کنند .
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست .
گاهی بهانه یی ست که قربانی ات کنند .
صندوق ورودی : فرشته
حال و احوال تون خوبه ؟ اوضاع روبه راهه و بر وفق مراد؟
صندوق ورودی : فرشته
هی بدک نیستم . آره تمام شد . یه کار سفارشی که هر جاشو دوست دارم حذف می کنن و عقاید خودشونو جایگزین می کنن . اهمیت نمی دم . (صورتک خندان)
صندوق ورودی : فرشته
ممنون ، اگه کاری بزرگ باشه باید ارج گذاشته بشه ، نباید بیهوده بزرگ بشه . قصد شکسته نفسی ندارم . کارمن تا بهترین شدن فاصله داره اما برای خودم سیاه مشقه خوبی بود .
صندوق ورودی : فرشته
موافق ام با دوز بالا (صورتک چشمک زن) شب خوش (صورتک خندان)
صندوق ورودی : فرشته
برای ساخت ؟ طرحی که به سیما فیلم دادین قبول نکردن ؟
صندوق ورودی : ناهید
خوبی رفیق ؟
صندوق ورودی : ناهید
یعنی ما کلی رفیقیم .
صندوق ورودی : پسرم
سلام بابا می دونم دلت ازم پره . حقم داری ، این قدر از ایم کارا کردم و بعدش معذرت خواستم ، دیگه روم نمی شه ازت معذرت بخوام ولی اگه بزرگواری کنی منو ببخشی واقعا ممنونت می شم ، معذرت می خوام ، غلط کردم ، ... خوردم ببخشید .
صندوق ورودی : فرشته
زندگانی چون گل سرخ است . پر از عطر پر از خار ... پر از برگ لطیف ... یادمان باشد اگر گل چیدیم ، عطر و برگ و خارها همه همسایه دیوار به دیوار هم اند .
صندوق ورودی : فردوس
کجایی مرد ! هنوز داری بخاری درست می کنی یا بخاری همسایه ها راهم درست می کنی .
صندوق ورودی : فردوس
رستم نامه : شنیدم که رستم فلان کاره بود (جنگجو)
فلان جای ایشان کمی پاره بود (آرنج)
دو دست اش همیشه فلان جای اش بود (کمر)
فلان چیز او تا نوک پایش بود (شمشیر)
چو راه فلان اش همی تنگ بود (حوصله)
فلان با فلان اش سر جنگ بود (عقل و احساس)
چو رستم فلان اش همی راست بود (عزم و اراده)
فلان کردن اش خوردن ماست بود (جنگ) ! ! !
صندوق ورودی : ناهید
از دوست مون چه خبر حال دل ات خوبه ؟
صندوق ورودی : سوسن
زنگ بزن شاید مادرت نیاد .
صندوق ورودی : سوسن
من آماده ام .
صندوق ورودی : فرشته
خوبم . حال و هوای این روزهای شما چگونه هست که تا این اندازه تاثیر گذار بوده ، امید که بد نیست . اگر چیزی هم ناخوشایند بوده از این پس رو به بهبود باشه .
صندوق ورودی : فرشته
مشتاقم با قلم شما آشنا بشم . (صورتک خندان)
صندوق ورودی : فرشته
نمی فهمم (صورتک غمگین) اصرار نیست بگید (صورتک خندان)
صندوق ورودی : فرشته
دفتر قرار می ذاریم ، نوشته ها تونو برام بیارین چه اونایی که از زیر تیغ ممیزی جون سالم به در بردن و چه اونایی که سانسور شدن .
صندوق ورودی : فرشته
باشه ، سفر بی خطر شب خوش . (صورتک خندان)
صندوق ورودی: فرشته
سلام... راستش دیگه حوصله ی جنگیدن ندارم نه برای خودم نه برای هیچ چیز دیگه یی توی این دنیا ... موفق باشید . امیدوارم همواره خلاق باشید .
صندوق ورودی: ناهید
اگه بجنگی شاید ببازی
اگه نجنگی نجنگیده باختی !